تبليغاتX
sunnaz
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
کجا داریم میریم؟
چند روز پیش سوار یه تاکسی شدم که راننده اش یه دست نداشت. نه اینکه نداشته باشه ها... داشت اما ازش استفاده نمیتونست بکنه به هر دلیل... ماشینش یه پراید بود با دنده اتوماتیک....

چند روز بعد هم یه راننده تاکسی دیدم که بساط کپسول و ماسک اکسیژنش رو صندلی عقب گذاشته بود و موقعی که داد میزد ولیعصر سینه اش آنچنان خس خسی میکرد که بیا و ببین....


کجا داریم میریم... یعنی وضع اونقدر خرابه که حتی این آدمها هم مجبورنند برای اینکه یه لقمه نون سر سفره زن و بچه شون ببرند با این وضع مسافر کشی کنند؟ یعنی اون بنیاد جانبازان چی نشده نتونسته یه شغل پشت میز نشینی که نیازی به خوردن این همه دود و دم و هی کلاچ و ترمز گرفتن نداشته باشه ، برای اینا جور کنه؟ شایدم جور کرده اما با این خرج و مخارج ، دخل و خرج اینها هم با هم جور در نمیاد.... احساس بدی دارم از این همه......

 

+ نوشته شده در 9:47 توسط ساناز